غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
377
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
لشگر قيامت اثر اوزبك در محلات بيرون آن بلدهء فاخره علم اقتدار افراخته و غارت و تاراج مينمودند امرى در غايت غرابت دست داد و قتل طائفهء از سپاه ماوراء النهر اتفاق افتاد كيفيت حادثه آنكه خواجه معز الدين حسين شبانكاره و خواجه شمس الدين محمد منشى و بعضى ديگر از ملازمان دودمان خاقان فردوس مكان كه از معركهء مرل گريخته شب در باغات بيرون هراة غنوده بودند در چاشتگاه آن روز خيال فرار نموده جهة مخلص خود حيلهء انديشيدند مسلح و مكمل بر اسبان بادرفتار سوار گشته آواز برآوردند كه دولت دولت كپك ميرزا است و بهركس كه دوچار خوردند گفتند كه اينك محمد محسن ميرزا با سپاه بسيار در رسيد و بعزم رزم و پيكار متوجه پادشاه اوزبكان گرديد ؟ ؟ ؟ نود و اوباش هراة كه اينخبر شنيدند مانند تير كه از خانهء كمان برآيد از دروازههاى شهر بيرون جستند و از لشگريانيكه در محلات ظاهر آن بلده بطلب مال مشغول بودند قرب سيصد كس بقتل رسانيدند و بعد از ساعتى كذب آن خبر بيقين پيوسته جهة كشته شدن آنجماعت دغدغهء خواطر اكابر و اصاغر روى در ازدياد نهاد و خلايق در بحر حيرت افتاده قوافل حزون و اندوه در فضاء ضمير برنا و پير بار بگشاد سادات و قضاة و علماء و عامه رعايا و كافه برايا آنشب در كمال الم و ملال بسر بردند و در لجه تحير و تفكر سرگردان بوده براى مخلص خويش هردم انديشه ميكردند صباح روز شنبه برادر مولانا بنائى از اردوى آنسالك طريق جهانگشائى بهراة رسيد و نشانيكه منشيان آستان سلطنتآشيان بنام شيخ الاسلام و قاضى اختيار الدين حسن قلمى كرده بودند رسانيد مضمون آنكه چون رايات نصرت آيات بحدود بادغيس رسيد بديع الزمان ميرزا از صولت سپاه كشورگشا منهزم گرديد و امير ذا النون ارغون كشته گشته شيخ على طغائى اسير سرپنجهء تقدير شد و ما النك كهدستان را مضرب سرادقات عزت ساخته همت بلندنهمت بر ترفيه حال عامه سكنهء بلاد خراسان گماشتهايم مىبايد كه چون نشان برسد مستظهر و مطمئن خواطر بوده بدرگاه عالمپناه شتابند و هركس را از اشراف و اعيان مصلحت دانند همراه آورند اكابر هراة بعد از وقوف بر مضمون آن فرمان قاصد را بانعام و احسان خوشدل و شادمان گردانيده همان زمان شيخ الاسلام و عمده اولاد امجاد خير الانام امير كمال الدين عطاء اللّه الحسينى و امير عبد القادر و امير غياث الدين محمد بن امير يوسف و سيد صدر الدين يونس و قاضى اختيار الدين حسن و قاضى صدر الدين محمد الامامى و سيد رضى الدين عبد الاول و خواجه جمال الدين عطاء اللّه و خواجه نظام الدين عبد الحى صاحب عيار متوجه النك كهدستان گشتند و چون نزديك بمعسكر نصرتاثر رسيدند مولانا نظام الدين عبد الرحيم تركستانى كه در بارگاه محمد خان شيبانى منصب صدارت بلكه اختيار بىنهايت داشت و خواجه كمال الدين محمود ساغرچى كه بامر اشراف ديوان مشرف بود آن فرقهء واجب التعظيم را استقبال نمودند و در يكى از خيام فرود آورده پادشاه را آگاهى دادند محمد خان حكم فرمود كه نخست كميت مال امان و پيشكش و ساورى هرويان را